أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
468
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
مذلت دانا من حاجتمندترم از اهل آفاق يعنى دست تنگم از مال و جاه و در علوم و فنون از همه توانگرتر پس معامله برعكس است در تصور من نيائيد شما كه سؤال از من ميكرديد كه من سؤال از شما ميكنم و مسئله تسليم كردهام « 314 » و مدفن او نزديك حظيره موالى است « 315 » رحمت الله عليه . مولانا شرف الدين ايوب قاضى فاضل فقيه حنفىمذهب بود كه سلطان مبارز الدين « 316 » كه پادشاه بود قضا بوى داد و شرعيات مسلمانان بوى تفويض كرد بعد از آن چند سال قضا كرد و درس در مدرسه فزاريه ميگفت و نشر علوم ميكرد و رعايت حقوق بندگان خداى تعالى مىنمود و زاد
--> ( 314 ) - جها : و تصور من نيابد كه سؤال از شما ميكنم و مسئله تسليم كردهام - مترجم اشعار را مغلوط و پر از اشتباه ترجمه كرده است براى مزيد اطلاع عين ابيات عربى و ترجمه آن در ذيل آورده مىشود : الى كم ازجى بالتمنى مداريا * و كم بين قلبى و الامانى بحائل الى كم ارى الجهال ارباب ثروة * و ابدى بحاجاتى و لست بنائل و لم ار فى الافاق غيرى بفائق * و لم ار فى الحرمان مثلى بعائل و كم من رسالات رقمت بوشيها * و لم انتفع يوما بتلك الرسائل ارانى فى حرمان ما كنت ارتجى * اواخر عمرى ملحقا بالاوائل فوا اسفا من طيب عمر صرفته * بجمع المعالى و اكتساب الفضائل فها انا مسؤل لدى كل مشكل * و لازلت من اشكال عدمى بسائل تا چند به نرمى با آرزوهاى خويش مدارا كنم و تا چند در ميان دلم و خواهشهايم حائلهائى باشد تا چند نابخردان را دارنده بنگرم و نيازهاى خويش را بىآنكه برخوردار شوم ، ابراز دارم در آفاق ، كس را چون خود پيروز نبينم و در حرمان كس را چون خود تنگدست نيابم بسا دفترها كه پرداختم و حتى يك روز از آنها برخوردار نشدم . مرا مىبينى كه در حرمان ، اواخر عمر خويش را با اوائل پيوند مىزنم . دردا از خوشى عمرى كه در گردآورى بزرگيها و دست يافتن بر فضائل گذراندم . اينك منم كه هر مشكلى را از من جويند و همچنان از سختى تنگدستى خود خواهندگى كنم . ( 315 ) - جها : حظيره مولاناست . توفى فى سنه . . . . و خمسين و سبعمائه و دفن ببعض تلك الحظائر رحمة الله عليهم ( شد الازار ) ( 316 ) - مقصود امير مبارز الدين محمد بن شرف الدين مظفر مؤسس سلسله آل مظفر است .